ندای لرستان

آخرين مطالب

شاپورخواست کجا رفت! / نمادسازی یا نمادسوزی؟ مقالات

شاپورخواست کجا رفت! / نمادسازی یا نمادسوزی؟

  بزرگنمايي:

ندای لرستان - پایگاه خبری سیمره در مطلبی با عنوان شاپورخواست کجا رفت! / نمادسازی یا نمادسوزی؟ نوشت: در دنیای مدرن امروز، استفاده از المان‌ها و نمادهای بومی و تاریخی هر مملکتی، برای زیباسازی و جذب گردشگر جایگاهی ویژه دارد.
در ادامه این مطلب آمده است: حتی دربعضی مناطق با وجود کمبود نمادهای تاریخی دست به نمادسازی و شاخص کردن مباحث فرهنگ بومی زده، تبلیغات را روی شناساندن فرهنگشان به گردشگران و درنتیجه رونق صنعت توریسم متمرکز می‌کنند.
ولی ظاهرا این‌جا همه چیز برعکس و بی‌ قاعده و قانون است، نمادسازی هیچ، بلکه نمادسوزی می‌کنند.
ارگان‌های متولی فرهنگ کار اقتصادی می‌کنند، و نهادهای به اصطلاح مردمی کاملا در اختیار سیاسیون و دلالان پاچه‌خوار رجال شده‌اند.
شورای شهر که مجموعه‌ای غیرسیاسی و مثلا مردمی تعریف شده است، از همان انتخاب افراد به‌طور صد در صد گوش به دست سیاسیون شهر بوده و با انتصاب افراد مستقرکردن نفرات خود (هرچند کاملا بی تخصص) نبض و اختیار این مجموعه را در اختیار گرفته و دعواها و حال‌گیری‌های جناحی و شخصی را اساس و هدفشان قرارداده اند.
شورای شهری که حتی یک نفر آشنا به شهر و مسائل شهری در بین شان نیست این روزها برای مبلمان شهرمان نیز تصمیماتی بسیار نازیبا اتخاذ نموده و خود را شیرین‌تر از قبل در اذهان عروسک‌ گردانان و البته ذهن مردم شهر نموده‌اند.
از نام‌گذاری کوچه‌ها و خیابان‌ها شروع شد و به تغیر خود میادین و معابر کشید.
درتازه ‌ترین اقدام زیباشناختی و فرهنگی این شورا که اتفاقا با ریاست خبرسازترین چهره انتخابات شورا مصادف شده حذف نماد زیبای شاپورخواست اتفاقی بسیار دردناک برای شهر خرم‌آباد شده، و از آن بدتر که این تندیس هنری که هزینه زیادی جهت ساخت آن روی دست شهرداری گذاشت، سرنوشتی غم‌انگیز پیدا کرد.
سوال و اعتراض مردم جدای از برداشتن تندیس و تغیر نام میدان به علت این‌کار است، که اول؛ اگر نام شاپورخواست مناسبت با ارگان حاضر در مکان نداشت چرا روز اول این قضیه را درنظر نگرفته‌اند؟
دوم: مگر همان خیابان مجاور نیروی انتظامی و منتهی به میدان شاپورخواست، به اسم خیابان پلیس نام‌گذاری نشده؟
سوم؛ مگر میدان مجاور شاپورخواست را که قبلا به میدان شهربانی معروف بوده، پلیس نام ننهادند؟
دست کم 2میدان را جابه‌جا می‌کردند تا هم در هزینه‌ها صرفه‌جویی شود و هم نماد فرهنگی و این کار هنری ازبین نرود.
با سوال از مسئولان و افراد حاضر در شورا نکاتی عجیب آشکار شده که بیش‌تر به طنز می‌ماند،
اول این‌که مسئولیت را به گردن یک‌دیگر انداخته و درنهایت منتهی به ریس جدید شورا می‌شود.
دوم این‌که شهرداری که متولی این امور است خود را بی‌تقصیر و بی‌خبر دانسته و قضیه را به گردن فرمانداری! انداخته و اعلام کرده که ما مقاومت کردیم و فرمانداری و شورای شهر این‌کار را انجام داده‌اند!!
روابط عمومی شهرداری هم که حوصله دردسر ندارد.
سوال؟
آیاشورای شهرمرتبط با شهرداری است یا مطیع فرمانداری؟
آیا تصمیم‌گیری درباره‌ی زیباسازی، نام‌گذاری و تغیر نام میادین و معابر شهر کار و وظیفه شهرداریست یا فرمانداری؟
این‌جاست که شهرمان را بی‌هویتی و ضعف فرهنگی گرفته و هیچ‌کس جوابگو نیست،
به راستی پشت پرده‌ی این قضایا کیست؟ چرا هویت لرها و درخشندگی تاریخ این قوم اصیل ایرانی این‌قدر خطرناک است؟
چه کسانی از یروز هویت فرهنگی اقوام آسیب می‌بینند؟
از حذف نمادها و تحقیر دراز مدت این تاریخ چندهزارساله چه سودی نصیب چه کسی می‌شود؟
و این داستان هنوز ادامه خواهد داشت، و حذف نماد ایشتار الشتر و تندیس مفرغ‌های نورآباد و اینک جام شاپورخواست و فردا سوار کاسی و بالاخره قلعه‌ی فلک‌لافلاک و در آخر کلمه لُر...





نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

هوشیاری در برابر قاتل خاموش با آغاز فصل سرما

گاز نیست؛ درختان بلوط، زغال می‌شوند!

لزوم روزآمد کردن کارکردهای وقف

آزادی؛ از جای خواب تا قهرمانی در آسیا

جفای شکارچیان به طبیعت

کارآفرینی ، خلق ایده از دل محدودیت ها

بافت های فرسوده تهدیدی برای سلامت شهری

آب گزک از محرومیت می‌نالد

تنها پنج درصد متکدیان نیازمند هستند

زورگیری های شبانه

/گزارش/ چادرنشینان صحرا؛ حکایت همچنان باقی است

کام استفاده از زنان و جوانان در پست‌های مدیریتی برای مردم تلخ نشود

بانک‎ها از خلق پول‌های خیالی دست بکشند

جولان متکدیان در بستر عواطف مردمی

گزارش؛ زیروبم سند جامع خشکسالی/اختلاف‌نظرات مسئولان و مجری طرح

مروری بر سوابق محمدی نیا و حضورش در دو انتخابات مجلس

روستاهای خالی از سکنه و گرفتاری در مشکلات شهرنشینی

«ونایی» در محاصره قهوه‌خانه‌های غیرمجاز/ میراث فرهنگی برنامه بدهد

پلدختر خفته بر روی چاه نفت، اما فقیر!

القای قحطی زدگی توهم یا واقعیت؟

دستفروشی، کلاف سردرگم شهرنشینی مدرن

حمایت جامعه از کارآفرینان؛ راهکار حل معضل بیکاری

محرم و احترام به حقوق شهروندی - الهام بابایی*

روغن دارای ترانس خطرناک و سرطان‌زا است

"احتکار" خوره جانِ این روزهایِ اقتصاد

تکیه بر این یکی دو روز دنیا نکنید

محرم و کودکان حسینی - آمنه صارمی*

سراب شوا در خرم آباد رو به قبله است

کودکان گم شده در قعر گوشی ها

زنانی که نان می دهند

گیاهان دارویی فرصتی برای ایجاد اشتغال پایدار

احداث 2 پل دیگر روی «خرم رود»/ آب «گرداب سنگی» دائمی می‌شود

شادی گمشده کجاست؟

شاپورخواست کجا رفت! / نمادسازی یا نمادسوزی؟

یادداشتی برای پدر بلوط/ یک پدر و این همه درخت زخمی!

رسانه‌ها، فرهنگ و توسعه‌

کارت پارک منبع درآمد با رفع ترافیک

بی اجازه دخترها، بله - الهام بابایی**

سد کمال صالح و لزوم احقاق حق لرستان

تالابی که شالی‌زار شد/ سند زیست‌گاه پرندگان در دست کشاورزان!

جرم و بیکاری

روزگار تارِ رودخانه«تیره»/فاجعه زیست‌محیطی که هرسال تکرار می‌شود

تعطیلی امکانات رفاهی آبشار نوژیان در فصل گردشگری

زندگی زیباست؛ غم نان اگر بگذارد

واقع ‌نمایی یا سیاه‌ نمایی؟!

حمایت همه جانبه از کارآفرینان، راهکار مقابله با بیکاری

مصائب پایتخت پل‌های تاریخی؛راه طولانی جهانی شدن و پایی که می‌لنگد

سینمای خاموش لرستان چشم انتظار کمک مسئولان

جذب یا دفع گردشگر؟!

ﺗﻠﺦ اﻣﺎ ﺷﻴﺮﻳﻦ، ﺭاﻫﻲ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺭﻓﺖ