ندای لرستان

آخرين مطالب

یادداشتی برای پدر بلوط/ یک پدر و این همه درخت زخمی! مقالات

یادداشتی برای پدر بلوط/ یک پدر و این همه درخت زخمی!

  بزرگنمايي:

ندای لرستان - پایگاه خبری یافته در یادداشتی برای مظفر افشار پدر بلوط ایران که این روزها حال خوشی ندارد نوشت: استواری گام‌ها و سرزندگی‌اش هرگز نشان نمی‌داد که در سن بازنشستگی باشد؛ آنجا که پیشاپیش و دوشادوش جوانان، بر سینه‌ عریان کوه‌ها و صخره‌ها، درخت می‌نشاند و زندگی می‌بخشید.
در ادامه این یادداشت به قلم "کرم رضا تاج مهر" آمده است که؛ بارها و بارها یکه و تنها با کلاهی بر سر و عرقچینی دور گردن در ساعات مختلف شبانه‌روز او را دیده‌ایم که بر فراز مدبه‌کوه مشغول رسیدگی به درخت‌هایی است که به مناسبت و بی‌مناسبت کاشته و سایه‌ی مهربانی‌شان هر روز گسترده‌تر می‌شود.
او مرد شعار و تبلیغات نیست؛ وجودش سرشار از عشقی است که در انس با طبیعت و ترمیم زخم‌هایش خلاصه می‌شود و بی‌صدا و بی‌ادعا کارش را انجام می‌دهد.
به راستی او انگار آخرین سرباز جبهه‌ای است که یک سویش سپاه ویرانی با هر چه در توان دارد می‌سوزاند، خشک می‌کند، می‌بُرد، ریشه‌کن می‌کند و در این سوی او؛ به تنهایی می‌کارد، آب می‌دهد، آباد می‌کند و ما خیل عظیم تماشاگرانیم؛ تماشاگران ویرانی خود، ویرانی و تباهی آینده و به خاطر سپارانِ آخرین نغمه‌ها.
چند وقتی بود که از این کهنه‌سربازِ یکه‌تاز خبری نداشتم. از دوستان و همراهانش که جویا می‌شدم، چیزی بروز نمی‌داند و پاسخ‌شان مثل همیشه محکم و دل‌قرص‌کن نبود. تا اینکه در ضیافت شورای نویسندگان و همکاران پایگاه خبری یافته چشم‌ام به جمالش روشن شد؛ با همان ابهت، همان لبخند و البته عصایی چوبی که تکیه‌گاهش بود و به سختی راه می‌رفت.
از قرار در یکی از همین روزهایی که به عادت در دامنه‌ی کوه‌ مشغول رسیدگی به درخت‌هاست، پایش می‌لغزد و زانویش آسیب می‌بیند و عرصه را بر او تنگ می‌کند. زخم پای مظفر افشار، تنها زخم پای یک مرد نیست؛ زخم کاریِ هزاران درخت است؛ درخت‌هایی که صدای کلنگ و بیلچه‌اش را دوست دارند و آخرین ناجی‌اش می‌بینند.
این زخم و این عصا، هشداری است به ما که دست روی دست گذاشته‌ایم و کهنه‌سربازمان را تنها گذاشته‌ایم تا در نبردی نابرابر، شکست‌اش را به نظاره بنشینیم و در نهایت برای این تراژدی، مرثیه‌ای بخوانیم و پشت روزمرگی‌های‌مان به خاکش بسپریم.
این در حالی است که هم من و هم تو می‌دانیم که با یک گل بهار نمی‌شود؛ اما همین یک گل، نام بهار را پیوسته زنده نگه می‌دارد و یادمان می‌اندازد که زمین دارد از دست می‌رود و ما مسخ‌شدگانِ بی‌تفاوتِ ویرانیِ خویش‌ایم.
تلخی این قصه آنجاست که می‌بینی کلی دستگاه و نهاد و اداره، با بودجه و امکانات، و با فلسفه‌ی وجودی فعالیت در این عرصه، عملا هرگز اندازه‌ی نیمی از افشار و افشارها نه دل‌شان برای طبیعت سوخته و نه حتی گامی برای پیشگیری از نابودی‌اش برداشته‌اند و دریغ از ایتکه بخواهند دست‌کم یاریگر این آخرین سرباز باشند. تلخ است در این سوی دامنه، پیرمرد دوست‌داشتنی قصه‌ی ما چشم‌اش به نهال‌هایی است که می‌کارد و در آن‌سوی دامنه، درخت‌هایی بالغ و کهن در آتش جهل ما می‌سوزند بی‌آنکه ذره‌ای احساس گناه کنیم و به خود آییم.
بی‌آنکه بدانیم درخت و طبیعت چه جایگاه ویژه‌ای در فرهنگ اصیل ایرانی‌مان داشته‌اند. آنقدر که بسیاری از جشن‌ها و آیین، ریشه در این دو عنصر و تغییر و تحولاتی که در پی تغییر فصل‌ها رخ می‌دهد، دارند. آنقدر که بر مبنای باوری کهن، پدر بعد از تولد نوزادش برایش و به نامش درختی می‌کاشته است و هر سال در سالروز تولد، درخت دیگری کنارش و بدین‌سان بوده که آن فرزند در سن جوانی صاحب باغی بوده که سرمایه و پشتیبان زندگی‌اش می‌شده و چه ارثی بهتر از این باور سبز.
خوب است ما هم به خودمان بیاییم. به عکس‌های 10 سال و 20 سال پیش نگاه کنیم تا بهتر بدانیم چه بر سر خود و محیط اطراف‌مان آورده‌ایم. تا بهتر تصور کنیم در آینده‌ای نزدیک چه در انتظارمان است و برای گریز از آن -یا دست‌کم به تاخیر انداختن‌اش- چکار باید کرد.
بیایید دست‌کم پشتیبان کسانی باشیم که بی‌چشمداشت، دل به آبادانی این مرز و بوم بسته‌اند. کنارشان باشیم و به هورا کشیدن‌های بیرون از گودمان دل خوش نباشیم. خودمان را جای پدر بلوط‌های زخمی بگذاریم و گمان نکنیم با این لقب شکوهمندی که به او داده‌ایم، دین‌مان را ادا کرده‌ایم! یادمان باشد هیچ پدری دلش نمی‌خواهد فرزندانش را زار و نزار ببیند.
برای این پدرِ زحمت‌کش و مهربان آرزوی سلامت و طول عمر می‌کنم و امیدوارم هر چه زودتر عصای چوبی‌اش را رها کند و دوباره دلِ طبیعت با صدای کلنگ و بیلچه‌اش شاد شود.
منبع:پایگاه خبری یافته
1920/6060





نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

وعده وزارت نیرو تحقق نیافت/ گروکشی بانک از سیل‌زدگان لرستان

دلفان، آسیب پذیر در مقابل حوادث آتش سوزی

شیرز، شگفتی گردشگری لرستان

/گزارش/ تفنگ را برندار برادر!

زباله گردی، زخمی بر سیمای شهر

مصرف برق لرستانی‌ها در وضعیت «سبز» است/ تابستان بدون خاموشی

رسوب مشکلات سیل در بخشداری‌های لرستان

3 ماه از سیلاب گذشت/قصه سیل به سر رسید وعده مسئولان به مقصد نرسید

حرکت پرشتاب برای تداوم توسعه استان ها

تداوم کمک رسانی به سیل زدگان تا رفع مشکلات

بیشه، تفرجگاه یا قربانگاه؟

سازگاری با کم آبی در لرستان

مصائب تالاب‌های لرستان/ مخالفت با سدسازی در بالادست «گری بلمک»

تعیین هوشمند مقصد سفر به جای گرفتاری 15 ساعته در ترافیک شمال

پروانه‌ای پیله کرده در ژنِ کودک

سیمای قضائی و عدالت محوری

توهم پرآبی

ضعف زیرساخت‌ در «گلدشت» بروجرد/عمده سوئیتهای اجاره‌ای مجوز ندارند

/گزارش/ معروف بین‌الملل، مظلوم داخل!

تابستان و قصه تکراری نبود سرگرمی کافی برای جوانان

ایران از توسعه سدهای برقآبی جا ماند/روایتی دیگر از لزوم سدسازی

رخت سیاه بر تن طبیعت لرستان/ راه‎آهن مقصر است؟

جبران خسارت سیل در سایه توجه مسئولان

موج خدمت تا رسیدن سیلزدگان به ساحل آرامش ادامه دارد

رج برجی که کج‌تر می‌شود!

آنگاه‌ که خروش سزار در طغیان کشکان فراموش شد

ویزیت همزمان چند بیمار و نارضایتی بیماران

کهمان، نگین گردشگری سلسله زیرساخت رفاهی می خواهد

خرم آباد شهری که در آتش اختلاف شهردار و شورای شهر می سوزد

گزارشی از خرابی‌ها و مدیریت بحران سیلاب‌های لرستان در 5 و 12 فروردین 98 - مهدی زارع *

اوتیسم؛ زمانی برای در خود فروماندن

خشونت های پنهان زیر یک سقف

سفر بی‌بازگشت بلوط‌کاران/سنجاب‌هایی که سر از بازار تهران درآوردند

تابستان، فصلی سیاه بر قامت سبز زاگرس

لزوم اصلاح زیرساخت‌ها، و تزریق تفکرهای جدید و آینده‌نگر در شبکه استانی لرستان

گذری بر حوادث مهم دوران رهبری امام خمینی (ره)

رونق گردشگری در سلسله نیازمند ایجاد زیرساخت است

دنیای جاذبه‌های طبیعت گردی در لرستان

/گزارش/ گردشی در مسیر خاکی گردشگری

چراغ سینما در لرستان خاموش است

گزارش؛ دسترنجی که به آب رفت/ کشاورزی لرستان روی آب...

3 افتخار امام علی در جنگ احزاب/ مومنان راستین در کنار انبیا هستند

گل‌گاوزبان، مقوی قلب

سیل؛ قوز بالاقوز واحدهای تولیدی لرستان

تدارک زودهنگام برای رقابت بزرگ انتخاباتی

مروری بر خسارت سیل به اقتصادی ترین بخش لرستان

پیامدهای فرهنگی و اجتماعی حادثه‌ی سیل

روایت مرگ و خشکی باغات انجیر پلدختر

جولان آلاینده‌ها در مواد غذایی

محله گردی در دیار خانه‌های تاریخی/ اینجا آرامش و رنگ موج می‌زند